غلامی: امروز مبارزه اصلی برای گشوده شدن باب آزاداندیشی در دانشگاه‌هاست / رئیس شورای سیاست‌گذاری کنگره بین‌المللی علوم انسانیِ اسلامی گفت: علوم انسانیِ غربی با مسدودسازی باب آزاداندیشی امکان دیدن واقعیت‌ها را از جامعه علمی ما و کشورهای اسلامی سلب کرده است

به گزارش خبرنگار «مجاهدان»، سومین کنگره بین المللی علوم انسانیِ اسلامی صبح امروز در مرکز همایش های صداوسیما اغاز به کار کرد.

در ابتدای این مراسم حجت الاسلام رضا غلامی، رئیس شورای سیاست گذاری کنگره بین المللی علوم انسانیِ اسلامی به سخنرانی پرداخت.

متن کامل سخنان حجت الاسلام رضا غلامی در ذیل آمده است:

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین، الصلاه و السلام علی رسول الله و آله الطیبین الطاهرین و لعنه الله علی اعدائهم اجمعین

عرض سلام و ادب دارم خدمت حضار محترم، علماء، اساتید و پژوهشگران ارجمند، و مقدمتان را به سومین کنگره بین المللی علوم انسانیِ اسلامی گرامی می دارم. امروز انشا الله شاهد یک رخداد بزرگ و کم نظیر علمی در ایران و بلکه جهان اسلام خواهیم بود که در آن، حاصل زحمات مراکز علمی و تحقیقاتیِ انقلابی و دلسوز اعم از حوزوی و دانشگاهی، در قالب دهها مقاله علمی و پژوهشی در هفت کمیسیون تخصصی ارائه خواهد شد.

همانطور که مستحضرید، موضوع تحول مبنایی در علوم انسانی، و شکل گیری و تکامل علوم انسانیِ اسلامی، یکی از اهداف جدی انقلاب و نظام جمهوری اسلامی به شمار می آید. گرچه طی سال های گذشته، بخش مهمی از مدیران نظام آنطور که سزاوار بوده است، نه درک صحیح و عمیقی از این موضوع فوق مهم داشته اند، و نه به طریق اولی به این مسأله کلیدی اهتمام جدی ورزیده اند، لکن دست یابی به علوم انسانیِ اسلامیِ قوی و تحول آفرین، همواره دغدغه اصلی شمار کثیری از روشنفکران متدین و انقلابی در حوزه و دانشگاه بوده است چنانکه باید گفت، این کنگره بزرگ و انواع فعالیت های اقماری آن، محصول همین دغدغه به شمار می رود.

دوستان عزیز، بدون تردید، اهداف الهیِ انقلاب و نظام اسلامی و در رأس این اهداف، خروج از اسارت و بردگیِ نظام سلطه، و پیشرفت همه جانبه و جهشی ایران عزیز، و در گام بعد، رسیدن به تمدن نوین اسلامی که امروز جزء آرمان های دست یافتنی ملت های مسلمان به حساب می آید، بدون بهره مندی از علوم انسانیِ اسلامی تکامل یافته، یعنی مغزافزار کارآمد مدیریت جامعه اسلامی، محقق شدنی نیست و جای تعجب است که عده ای از سر کم آگاهی، دست یابی به الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت را خارج از مسیر علوم انسانیِ اسلامی، و یا رسیدن به تمدن نوین اسلامی را، بدون توجه به لازمه اصلی آن، یعنی علوم انسانیِ اسلامی جستجو می کنند.

باید توجه داشت، تا زمانیکه علوم انسانیِ سکولار و غربی از دانشگاه ها و محیط های علمی ایران و همچنین دنیای اسلام اخراج نگردد و برنامه وسیع و خزنده نفوذ و سلطه گری قدرت های استکباری بر کشورهای اسلامی، از طریق علوم انسانیِ سکولار خنثی نشود، صحبت کردن از پیشرفت حقیقی یا تمدن نوین اسلامی، شعاری بیش نیست.

نباید از نظر دور داشت که علوم انسانیِ غربی با مسدودسازی باب آزاداندیشی، ایجاد انحصار در منابع معرفت شناختی و تراشیدن و نصب انواع بت ها، و مجبور کردن علماء و مدیران به سجده کردن در برابر این بت ها، امکان دیدن واقعیت های انسانی و اجتماعی را از جامعه علمی ما و کشورهای اسلامی سلب کرده و بین تولیدات علمی و حقیقت، فرسنگ ها فاصله ایجاد کرده است. با اطمینان عرض می کنم، علوم انسانیِ غربی در این ۳۷ سال، با ارائه توصیفات و تحلیل های سطحی و متوهمانه از مسائل انسانی و اجتماعی ایران و پیچیدن نسخه های غلط، کشور ما را بارها از مسیر صحیح منحرف کرده و هم اکنون نیز تکیه کردن به این علوم انسانی، که ناکارآمدی خود را حتی در خود جوامع غربی و عالَم مدرن به وضوح به اثبات رسانده است، چیزی جز افتادن در مسیر شکست و ناکامی نیست.

دقت بفرمایید، نهایت غلط فهمی است اگر کسانی تصور کنند، علوم انسانیِ اسلامی یعنی کنار زدن مزیت ها و نقاط قوت علوم متعارف در قلمروهای حقیقی آن. حقیقتاً چه کسی تاکنون علوم انسانیِ اسلامی را اینگونه تعریف کرده است؟ آیا اینگونه توصیف کردن علوم انسانیِ اسلامی به جز تخریب این علوم و تداوم بخشی به حیات مصنوعی علوم انسانی ِسکولار، هدف دیگری را نیز دنبال می کند؟ آیا بهتر نیست اصحاب علوم انسانیِ سکولار و اعضاء حلقه بسته روشنفکری سکولار در دانشگاه ها، یکبار هم شده به جای تخریب و تکفیر طرف مقابل، عالمانه افکار رقیب خود را به نظاره بنشینند؟  علوم انسانیِ اسلامی در یک تعریف ساده، عبارت است از : علومی که ضمن ابتنا بر جهان بینی الهی، و با استفاده صحیح از دستگاه معرفت شناختیِ جامع و همه جانبه نگر- که شامل استفاده هدفدار و روشمند از تمامی منابع و روشن شناسی ها می شود- به شناسایی، تحلیل و حل مسائلِ انسان مسلمان و جامعه اسلامی، آن هم مبتنی بر اصل تقرب به حقیقت، می پردازد.

در این تعریف، تجمیع دو رویکرد مبناگرایانه و کارکردگرایانه مشاهده می شود. رویکرد مبناگرایانه، با اصالت بخشی به موضوع تقرب به حقیقت و ممکن دانستن آن، بر ضرورت تکیه بر فلسفه و مبناسازی تاکید دارد و حتی روش شناسی را به رغم اهمیتی که برای آن قائل است، فرع بر مبناسازیِ فلسفی در نظر می گیرد. البته در قسمی از دیدگاه ها، فلسفه صدرایی  به دلیل پیوند مناسب با قرآن و سنت، بر سایر فلسفه ها ارجیت می باید که در جای خود محل بحث است؛ و در رویکرد کارکردگرایانه، توجه به واقع گرایی با عطف نظر به مثلت جامعه، تاریخ و شریعت،  قدرتمند کردن علوم انسانیِ اسلامی برای تولید فرمول های لازم جهت پاسخگویی به نیازهای روز جامعه را مد نظر قرار می دهد. بر این اساس، ما با یک مربع چهار ضلعی بروبرو خواهیم بود که فلسفه، شریعت، جامعه و تاریخ اضلاع آن را بوجود آورده آورده اند.

برادران و خواهران گرامی، علوم انسانیِ اسلامی در بستر آزاداندیشی به شکوفایی می رسد و فضاهای بسته و کلیشه های شبه علمی که جریان روشنفکری سکولار با نگاهی کاملاً ایدئولوژیک در بوجود آوردن آن نقشی اساسی دارد، تنفس علوم انسانیِ اسلامی را با سختی روبرو می کند. علوم انسانیِ اسلامی نمی خواهد خود را در قفس مدل های علمیِ تجربی که اغلب گرفتار پارادوکس قانون گراییِ به ظاهر علمی و نسبی گرایی معرفتی می باشند و طبعاً بُرد بسیار محدود و حتی کم بینایی آنها برای کشف واقعیت و رساندن انسان و جامعه انسانی به گوهر حقیقت بر کسی پوشیده نیست، زندانی کند؛ و لذا تمام تلاش آن، مصروف خلاص شدن از این شرایط سخت و غیرقابل تحمل است. از طرف دیگر، گرچه رشد خطی علم فی نفسه خوب است لکن اگر قرار بر تحمیل کلیشه های علمی به دانشگاه ها، آن هم در عرصه علوم انسانی ( نه علوم پایه، فنی، مهندسی و پزشکی ) و بستن باب آزادی علمی در دانشگاه ها باشد، لاجرم باید با عنصر حقیقت جویی در دانشگاه ها خداحافظی کرد و به تبدیل دانشگاه به ماشین لوکس نظام سرمایه و سلطه، که در قرن های اخیر شاهد آن هستیم، کاملاً تن داد.

این مطلب را قبلاً نیز کراراً به استحضارتان رسانده ایم که اساساً علوم انسانیِ اسلامی قابل تحمیل به دانشگاه ها و محیط های علمی نیست. نه اینکه ما نخواهیم تحمیل کنیم، بلکه امکان تحمیل آن بر اساس ذات علوم انسانیِ اسلامی وجود ندارد. حرف اساسی در رواج علوم انسانیِ اسلامی، لزوم مجاهدت برای گشودن باب آزاداندیشی است. اگر جریان روشنفکری سکولار که در این ۳۷ سال به رغم قرار گرفتن در موضع اقلیت، همواره دانشگاه های کشور در عرصه علوم انسانی را، علنی یا پنهانی در قبضه خود قرار داده است، دست از مواجهه مستبدانه با علم بردارد و حتی گوشه ای از باب آزاداندیشی را باز کند، علوم انسانیِ اسلامی به طور طبیعی در رگ های دانشگاه های کشور جاری شده و به سرعت رشد می کند. بنابراین، امروز مبارزه اصلی، نه برای قراردادن دستوری علوم انسانیِ اسلامی به جای علوم انسانیِ سکولار، بلکه برای گشوده شدن باب آزاداندیشی در دانشگاه هاست.

دوستان گرامی، کنگره علوم انسانیِ اسلامی در این سال ها نقش خود را نه فقط به عنوان یک مراسم و یک حرکت گفتمان ساز، بلکه به عنوان یک طرز تفکر و مکتب علمی و اجتماعیِ روشن پیدا کرده است؛ لذا هم اکنون این کنگره آثار قابل توجهی را در مسیرسازی برای حرکت علمی و حتی تا حدی مدیریتی کشور داشته که مشاهده آن چندان هم دشوار نیست. در عین حال، کنگره علوم انسانیِ اسلامی دارای اقماری است که اهمیت هر یک از این اقمار اگر از این مراسم علمی دوسالانه بیشتر نباشد، کمتر نیست. سرمایه گزاری هدفمند برای ایجاد خط حمایت از جریان نظریه پردازی در عرصه علوم انسانیِ اسلامی در حوزه و دانشگاه که به لطف الهی با توفیقات فراوانی روبرو بوده است تنها یکی از این اقمار به شمار می آید. کتاب نظریه که امروز انشا الله شاهد رونمایی آن خواهیم بود، کتابی است در عالی ترین سطح علم و تحقیق برای ایجاد یک میدان رقابتی قوی بین پژوهشگران برجسته، و همچنین کتابی است برای هموار ساختن مسیر انتخاب و معرفی مداوم نظریه های برتر در حوزه علوم انسانیِ اسلامی که انتشار آن خود شاهد توفیق اولیه کنگره در این عرصه می باشد. همچنین ایجاد مرکز ایده پردازی و نوآوری به منظور شناسایی و جذب جوانان مستعد و نخبه در جوار مرکز رشد دانشگاه امام صادق (ع) که هرچند در بدو راه است و نهال آن محتاج رسیدگی است، لکن امیدهای زیادی را برای ایجاد خط شناسایی و پرورش نیروی انسانی نخبه بوجود آورده است.

امسال، مراسم اختتامیه کنگره نیز مانند دوره قبل با برگزاری آیین اعطاء دومین جایزه جهانی علوم انسانیِ اسلامی پیوند خورده است. بنا بر پیش بینی ای که شده است، انشاالله سه شنبه یعنی ۱۲/۸/۹۴، به سه تن از  نظریه پردازان برجسته علوم انسانیِ اسلامی جایزه جهانی علوم انسانیِ اسلامی اعطاء خواهد شد. علاوه بر این، در مراسم اختتامیه، افتخار داریم از مقام عالیِ علمی و مدیریتی مرحوم حضرت آیت الله محمدرضا مهدوی کنی رحمه الله علیه نیز خصوصاً به خاطر بنیان گذاری دانشگاه امام صادق (ع) به عنوان نخستین دانشگاه علوم انسانیِ اسلامی در ایران قدردانی نماییم.

در پایان، این نکته اساسی را یادآوری می کنم که کنگره بین المللی علوم انسانیِ اسلامی یک حرکت جوشنده از متن حوزه و دانشگاه، و برخاسته از جریان روشنفکری انقلاب اسلامی است و به هیچ کس و هیچ مجموعه خاصی تعلق ندارد. این کنگره یک فعالیت مشارکتی با حضور نزدیک به ۳۰ مرکز علمی و تحقیقاتی است که با اراده قوی، هم فکری، هم افزایی و از همه مهم تر، به میدان آوردن امکانات علمی چه در کارهای فراوان پژوهشی و آموزشی که خود رأساً بدان اشتغال دارند و با وجود افتادن سایه تنگناهای مالی بر روی آنها، امیدهای زیادی به آن کارها بسته شده، و چه در این حرکت تعاملی خاص، به رسالت الهی شان در جهت اعتلای کلمه الله می پردازند و بابت این فعالیت ها هیچ چشم داشتی جز رضایت حضرت ولی الله الاعظم ارواحنا فداه و نایب بر حق ایشان حفظه الله تعالی ندارند.

بنده در این جا، فقط به رسم متعارف، و به سهم خود به عنوان کوچک ترین خدمت گذار کنگره، از تک تک عزیزان دست اندرکار در کنگره اعم از اشخاص حقوقی و حقیقی تشکر می کنم و از همه شما که با حضور قوی خود، جدای از بهره برداری علمی از آنچه انشاالله ارائه خواهد شد، از این حرکت انقلابی حمایت نمودید، صمیمانه سپاسگزاری می کنم.

لینک کوتاه مطلب: http://mojahedan.com/?p=3812


این خبر را به اشتراک بگذارید :