بر حسب معدود گزارش‌هایی که درباره او هست، وهیب دانشجوی کامپیوتر در دانشگاه الانبار بود که در سال ۲۰۰۶ به جرم ارتباط با القاعده به زندان افتاد. باز هم مثل قریب به اتفاق چهره های داعش، او هم مدتی را در کمپ «بوکا» نزد آمریکایی ها زندانی بود. او را بعدا به زندان تکریت منتقل کردند، جایی که بعد از مدتی، با حمله ای برنامه ریزی شده از بیرون و شورش همزمان در داخل، او و ۱۱۰ تن از زندانیان گریختند. او در سال ۲۰۰۹ جزو فرماندهان میدانی «دولت اسلامی عراق» به رهبری ابوعمر البغدادی شد.

برخی تحلیل‌گران غربی، بر این نظرند که شاکر وهیب قصد دارد تا خود را به عنوان جانشین «ابومصعب الزرقاوی»، تروریست خشن اردنی و رهبر القاعده عراق (در ۲۰۰۶ به هلاکت رسید)، مطرح کند. نوع لباس پوشیدن سرتاسر سیاه او، ظاهر شدن در میان مردان نقاب‌دار مسلح، به دست گرفتن تیربارهای سنگین آمریکایی، بر دوش گرفتن یک شاهین شکاری، سخنرانی‌ها پر حرارت همراه با چند بیت شعر و از همه مهم‌تر تلاش برای انجام هولناک‌ترین جنایت هاهمزمان با ظاهری خونسرد، همه نشان از آن دارد که این تروریست جانی قصد دارد که به مرادش زرقاوی تشبه بجوید.

او برخلاف بسیاری از مهره‌های اصلی داعش، به راحتی و با روی نمایان در کلیپ‌ها و عکس‌های فراوانی که از او منتشر می‌شود، ظاهر می‌گردد و به نظر می‌رسد که داعش روی او به عنوان یک ستاره تبلیغاتی برای جذب نیرو (به ویژه زنان) بسیار حساب کرده است. علی الظاهر این تاکتیک داعش تا حدی جواب داده است، چرا که اکانت‌های زنان و دختران طرفدار داعش در شبکه‌های اجتماعی، پر از مدیحه‌سرایی‌های وقیحانه در وصف این جرثومه تباهی و مصداق مفسد فی الارض است. تعابیری چون مرد رویاها، و یک همسرمسلمان ایده‌آل!، بخشی از القابی است که از طرف نسوان گمراه داعش دوست نثار او می‌شود. البته سرنوشت تلخ دخترانی که به هوای رسیدن به وصال مردی چون شاکر وهیب راهی مناطق غصب شده داعش می‌شوند، روز به روز بیشتر از پرده بیرون می‌افتد. مقامات استان الانبار یک جایزه ۵۰۰۰۰ دلاری برای اطلاعات منجر به دستگیری او تعیین کرده‌اند.

بی‌گمان مرگ چنین مهره‌ای، ضربه سنگینی به دستگاه تبلیغاتی داعش وارد خواهد کرد، از همین رو، تاکنون چندین بار خبر هلاکت او توسط گروه‌های مختلف (نیروهای امنیتی عراق، پهپادهای آمریکایی، پشمرگه‌های کرد) اعلام شده است. اخباری که هر بار با انتشار تصاویر ویدیوهای جدید از او، توسط داعش تکذیب می‌شود. البته لازم به ذکر است که با گسترش عملیات ضد داعش ارتش عراق و حشد الشعبی، و افزایش تلفات این گروه، در سال جاری از میزان ویدیوها و عکس های شاکر وهیب در اینترنت کاسته شده و گویا او از ترس جانش قصد کرده که کم تر در مرکز توجه قرار گیرد.

طارق الحرزی

با نام اصلی «طارق تحریر فلاح العونی الحرزی»، متولد ۱۹۸۱ یا ۱۹۸۲ در تونس و شهروند تونس است. او یکی از نخستین جنگجویان خارجی است که به داعش ملحق شده است. از سال ۲۰۰۱ به شبکه القاعده پیوست و از همین رو جایگاه مهمی در میان تمامی گروه‌های تروریستی دارد. گویی او یکی از ۱۱۰ تروریستی است که در جریان حمله تروریست‌های دولت اسلامی (القاعده عراق) به زندان تکریت در سال ۲۰۱۲ از آن گریخت. او را مسوول عملیات‌های انتحاری داعش می‌دانند که ده ها حمله سنگین با خودروهای انفجاری را هدایت کرده است. از همین رو لقب «امیر انتحاری‌ها» را به او داده اند. به علاوه او مسوول تحویل‌گرفتن نیروهای خارجی جدید در عراق و تجهیز آن‌ها، و سپس اعزامشان به سوریه هم هست. الحرزی نقش مهمی در جمع‌آوری پول برای داعش دارد. برای مثال، در سپتامبر ۲۰۱۳ که هنوز البغدادی اعلام خلافت نکرده بود، در یک مورد ۲ میلیون دلار پول توسط الحرزی از قطربرای گروه دولت اسلامی فرستاده شد.

او در فهرست «تروریست‌های جهانی ویژه» وزارت خزانه‌داری آمریکا قرار دارد. همچنین «برنامه پاداش برای عدالت» وزارت خارجه آمریکا هم یک جایزه ۳ میلیون دلاری برای اطلاعات منجر به دستگیری او تعیین کرده است. در وبسایت وزارت خارجه آمریکا، کنیه‌های زیادی برای او ذکر شده که «ابوعمر التونسی» و « ابوعمر حدود» از آن جمله است. همچنین، او را مرد پشت پرده حمله به سفارت آمریکا در لیبی، در سپتامبر ۲۰۱۲ می‌دانند. در اواسط ۲۰۱۳ هم او یک حمله بزرگ به مقر صلح‌بانان سازمان ملل در لبنان را هم به عهده داشت.

از میان مسوولیت‌های کلیدی او در داعش، یکی هم تسهیل سفر داوطلبان اروپایی است و الحرزی جنگجویانی را از کشورهایی چون بریتانیا، دانمارک و آلبانی جذب این گروه کرده است. با ایجاد یک سرپل در لیبی، او شبکه وسیعی را هم برای سربازگیری از کشورهای شمال آفریقا به ویژه تونس شکل داده است.

طبق اطلاعیه وزارت خارجه آمریکا، الحرزی از ۲۰۰۱ عضو القاعده، از ۲۰۰۴ عضو القاعده عراق و از ۲۰۱۴ عضو انصارالشریعه تونس بوده است.

گفتنی است که مثل دیگر فرماندهان داعش، چندین بار گزارش کشته شدن حرزی در اخبار پیچید. مهم‌ترین آن‌ها در جولای سال ۲۰۱۴ بود که پنتاگون از مرگ او در بمباران نیروی هوایی ائتلاف خبر داد. لکن هیچ گاه عکس یا سندی در تایید مرگ او منتشر نشد.

جان جهادی

نام اصلی او محمد جاسم عبدالکریم علیان الظفیری معروف به «محمد اِموازی» است. او متولد ۱۹۸۸ در کویت است که در ۶ سالگی به همراه والدین خود به بریتانیا مهاجرت کرد. اموازی یکی از اعضای هسته ۴ نفره بریتانیایی‌های داعش است که به آن ها «بیتل‌ها» می‌گویند. او به همراه خانواده‌اش در محله‌های سنت جان وود و کوئینز پارک لندن ساکن بود. او دوره ابتدایی را در مدرسه کلیسای سن مری ماگدالن و بعد مدرسه کوئینتین کانیستون گذراند. در کودکی به او، به خاطر جثه کوچکش، «موی کوچک» می‌گفتند. برخی همکلاسی‌های دوره دبیرستان او می‌گویند که در نوجوانی با کلاه کپ، تی شرت بیس بال و جین کوتاه می‌گشت و کفر خانواده خود را در می‌آورد. بنا به صحبت کسانی که او را در نوجوانی می‌شناختند او به شدت خجالتی و عصبی بود، انسانی که اصطلاحا به یک گربه هم اردنگی نزده بود. آن قدر خجالتی بود که به ندرت با کسی حرف می‌زد و به شدت از طرف دخترها تحقیر می‌شد. بوی بد تنفس او هم مزید بر علت بود تا مورد تحقیر قرار گیرد. یکی از همبازی‌های فوتبال او در دوره مدرسه می‌گوید که وقتی همه به او می‌خندیدند، او کنار زمین بازی کز می‌کرد و چشمانش اشک آلود می‌شد.

در ۱۸ سالگی وارد دانشگاه وست مینیستر لندن شد و به تحصیل در رشته سیستم اطلاعات در مدیریت بازرگانی تحصیل کرد. در اوایل دوره دانشگاه، بنا به گزارش هم دوره‌هایش، اصلا یک «مسلمان خوب» محسوب نمی‌شد چرا که بدون ملاحظه مشروب می‌خورد و مواد مصرف می‌کرد و دنبال دختربازی بود. کم کم در دوران دانشگاه تحت تاثیر امام جماعتی در غرب لندن به نام «هانی السبایی» قرار گرفت و دچار تحول شخصیتی شد.

یکی از دوستان نزدیک این دوره او «بلال البرجاوی» بود که به دلیل سفر به سومالی برای پیوستن به الشباب لغو تابعیت شد. او به همراه البرجاوی به تانزانیا سفر کرد. در این سفر اموازی تحت نظر ام آی ۵ بود چرا که احتمال پیوستن او به گروه الشباب می‌رفت. برخی از گزارش‌ها از تلاش ام آی۵ برای جذبش (برای خبرچینی) در این برهه حکایت دارد. از ۲۰۰۹ به مدت حدودا دو سال به همراه خانواده به کویت رفت و در یک فروشگاه آی تی مشغول به کار شد.. پس از از بازگشت به لندن به شدت تحت مراقبت ام آی ۵ قرار گرفت و جلوی سفر دوباره‌اش به کویت گرفته شد. او سعی کرد با نام محمد علیان از کشور خارج شود ولی جلویش را گرفتند. اموازی در اواسط ۲۰۱۳ ا ناپدید شد و والدینش خبر گم شدنش را به پلیس گزارش کردند. بعد از مدتی خبر او را از سوریه آوردند.

فردی به نام ابوایمن، عضو سابق داعش، او را به یاد می‌آورد که سرد و کم حرف بود و در نماز جماعت به دیگران ملحق نمی‌شد و به تنهایی نماز می خواند. در آگوست ۲۰۱۴، اولین ویدیوی او ظاهر شد که سر «جیمز فولی» آمریکایی را برید. بعد ویدیوهای با کیفیت دیگری از او منتشر شد که همین بلا را بر سر آلن هنینگز، پتر کسیگ و استیون سوتلوف آورد (این ویدیوها توسط مرکز الحیات، بازوی رسانه‌ای داعش، ساخته شد). خیلی زود محمد اموازی که حالا لقب «جان جهادی» گرفته بود، تبدیل به یکی از نمادهای داعش شد و حال عناصر روانی، مشکل‌دار و تحقیر شده در سرتاسر دنیا او را الگویی برای تخلیه خشم خود می‌بینند.

در ۲۵ جولای، خبری در رسانه‌ها منتشر شد مبنی بر این که جان جهادی از دست داعش در داخل خاک سوریه فراری شده است. گویا او از ترس حسادت دیگر اعضای داعش و این که تاریخ مصرفش (با شناسایی کامل او) برای داعش تمام شده باشد، فرار کرده تا به گروه‌های تروریستی کوچک‌تر و کم نام و نشان‌تر بپیوندد. مضاف بر این که او یکی از تحت تعقیب‌ترین افراد برای سرویس‌های امنیتی غربی است (برای کشتن اتباع غربی) و به دنبال زنده دستگیر کردن او هستند. فرار جان جهادی، اقدامی برای کم رنگ‌تر شدن تصویر و اسمش در رسانه‌هاست تا به اصطلاح کمی آب ها از آسیاب بیافتد.

با این حال، آمریکا چند روز پیش و یک روز قبل از انفجارهای پاریس اعلام کرد که جان جهادی در حمله پهپادهای ائتلاف به رهبری آمریکا، در سوریه کشته شده است. اما تصویر یا شاهدی بر این ادعا تاکنون منتشر نشده است.