ایران ، روسیه و خاورمیانه ی نوین

ایران ، روسیه و خاورمیانه ی نوین

یادداشت مجاهدان، چند سالی از حضور و گسترش گروه داعش، بزرگترین گروه تروریستی قرن می گذرد.این گروه که تمرکز اصلی آن در سوریه و عراق قرار دارد، امروز رویای امپراطوری جهانی را در سر می پروراند. گسترش روز افزون وسعت قلمرو و جمعیت تشکیل دهنده ی این گروه در طی مدت زمان کوتاه، باعث شد که کشورهای بسیاری که این گروه را در برابر اهداف عالی و امنیت ملی خود قلمداد میکردند، وارد معرکه ی کارزار با داعش شوند. کشورهای هدف داعش قسمتی از بدنه ی اصلی محور مقاومت را تشکیل می دهند. به همین دلیل ایران از ابتدا وارد تقابل جدی با این گروه شد.

ائتلاف غربی-عربی به رهبری آمریکا با ادعای مبارزه با تروریست، حدود یک سال است که حملاتی را در عراق و سوریه انجام داده اند، اما نتیجه ی این اقدامات به دلیل عدم صداقت آنها در مبارزه با تروریست، نتیجه ای جز گسترش داعش نداشته و اغلب به چتری حمایتی برای این گروه های تروریستی در برابر حملات سوریه وعراق تبدیل شده اند. شاید برای اولین بار در تاریخ مبارزه علیه تروریست باشد که گروهی بتواند تعداد زیادی از کشورهای مهم جهان را درگیر خود کند . داعش امروز تبدیل به محکی واقعی برای دولت هایی است که ادعای مبارزه با تروریست را دارند و در عین حال صحنه ی تقابل اهداف کلان کشورهای رقیب با هم شده است.

دو کشور بزرگ و مؤثر در بحران سوریه، ایران و روسیه هستند. هرچند که شاید این گونه بنظربرسد که روسیه به دنبال حفظ پایگاه های نظامی خود در سوریه و شاید ایجاد پایگاه های جدید باشد. حتی مفروض داشتن این موضوع نیز می تواند در این شرایط به نفع ایران باشد. هیچ کشوری نمی توند ادعای داشتن شریک استراتژیک صد درصدی را در کنارخود داشته باشد مگر در حالتی که نظام عقیدتی حاکم برآنها یکسان باشد.شاید تنها نمونه ی واقعی آن در جهان تنها رابطه ی ایران و حزب الله لبنان باشد. کشورها بر اساس درصد اشتراک منافع، همپیمانان خود را در منطقه و جهان تعریف می کنند. ایران از سالیان دور، با تشکیل جبهه ی مقاومت و مخالفت با سیاست های امپریالیستی و استعمارگرایانه ی  کشورهایی که به بهانه های مختلف در منطقه ی حساس خاورمیانه حضور داشته و دارند، مخالفت ورزیده و سیاست های خود را در تقابل مستقیم و علنی علیه آمریکا و  رژیم غاصب صهیونیستی قرار داده است.

وجود منابع عظیم نفت و گاز از سویی و وجود اسرائیل و اهمیت بقای ماهیت آن برای آمریکا سبب شده است که پس از انقلاب اسلامی ایران و قطع همکاری های سه جانبه ( ایران، آمریکا، اسرائیل)، آمریکا برای مقابله با تغییرات بنیادین علاوه بر حضور پر رنگ تر از گذشته در این منطقه، در پی تقویت کشورها و گروه هایی باشد که منافع و اهداف خود را در تعارض با نظام ایران می دیدند. پس از شکست طرح های خاورمیانه جدید و خاورمیانه ی بزرگ که بر پایه ی تجزیه ی کشورهای خاورمیانه بر اساس  اهداف غربی و با حمله ی نظامی آمریکا به عراق کلید زده شد، امروز جهان شاهد تحول بزرگی در منطقه ی خاورمیانه است که نوید تغییرات اساسی در این نقطه ی استراتژیک را می دهد.

شروع این تحولات باعث شد که کشورهای عربی منطقه به طور شتابزده و غیرعاقلانه تحت تأثیر تحریکات خارجی دست به اقداماتی بزنند که نشان از ترس گسترده ی آنها از آینده ی غیر قابل پیش بینی آنها می باشد. شاید نمونه ی محسوس آن ائتلاف عربی به سرکردگی عربستان و جنگ افروزی علیه یمن باشد. فراگیر شدن تروریست های تکفیری تحت حمایت دولت هایی که سیاست های ضد ایرانی آنها برای همگان مشهود است نیز نیروی محرکه ی این تحولات را دو چندان کرد.

حال در این میان کشورهایی وجود دارند که احساس می کنند در حال منزوی شدن هستند و اگر تلاشی برای احیای هویت و عظمتی که در حال نابودی است نکنند در آینده نه تنها نقشی در ترسیم اهداف جهانی ندارند، بلکه به عنوان بازیگری مؤثر در منطقه نیز وارد بازی نخواهند شد. اصلی ترین کشوری که در اینجا می توان به آن اشاره کرد فدراسیون روسیه است. روسیه پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در دهه ی انتهایی قرن گذشته، تلاش های بسیاری برای باقی ماندن به عنوان یک ابر قدرت در شرق انجام داد. اما دیری نگذشت که چین با جهش سریع اقتصادی و نظامی در عین همپیمانی، تبدیل به رقیبی جدی برای روسیه شد.

روسیه امروز دیگر ابهت سابق خود را ندارد. این را میتوان از واکنش های نه چندان تأثیرگذاری که در برابر تحریم های اروپا و آمریکا در پی الحاق کریمه به خاک روسیه صورت گرفت دریافت. با اینحال نمی توان قدرت روسیه را نادیده گرفت زیرا قدرت امری نسبی است و باید آنرا در هر زمان و مکان با توجه به اوضاع جهانی در مقایسه با سایر کشورها سنجید. با اینکه روسیه برنامه های زیادی برای مدرن کردن تسلیحات خود انجام داده است، با این حال هنوز شاکله ی اصلی ارتش روسیه بر مبنای سلاح هایی است که در زمان شوروی سابق ساخته شده بودند قرار گرفته است. با همه ی این تفاسیر هنوز کشورهای زیادی در آسیا هستند که مایل به خرید تسلیحات روسی هستند.

تهدیداتی که امروزه روسیه را هدف گرفته است طی چند سال اخیر رشد نسبتا بالایی داشته است. جنس این تهدیدات نیز متفاوت شده است . این تهدیدات از تضعیف روسیه به سمت هدف قرار دادن بقای آن تغییر جهت داده اند. احتمال اقدامات جدایی طلبانه ی مسلمانان در قفقاز شمالی با مشارکت و تحریک برخی کشورهای خاورمیانه قوت گرفته است. ائتلاف ناتو که روزگاری به عنوان ائتلافی غربی علیه شوروی سابق تشکیل شده بود، امروز در برابر روسیه قرار گرفته است. کشورهایی که روسیه آنها را روزی شریک استراتژیک خود می دید یک به یک در حال جدایی از همپیمانی با روسیه و گرایش به غرب و پیوستن به ناتو هستند. پایگاه های نظامی ناتو و آمریکا با سیستم های پدافندی پیشرفته ضد موشکی خود در اطراف روسیه مستقر شده اند. حتی کشوری مانند ترکیه با درک این شرایط روسیه، با ساقط کردن جنگنده ی روسی در پی قدرت نمایی در منطقه است.

تحت این شرایط روسیه بیش از پیش داشتن متحدی قوی و شاید مهم تر از آن، شریکی قابل اعتماد را در کنار خود احساس می کند. بسیاری از تحلیلگران روسی همپیمانی ایران و روسیه را باعث تقویت دو کشور بسیار مؤثر میدانند. دیدار پوتین و مقام معظم رهبری را می توان به نوعی در راستای اعتماد سازی طرف روسی در قبال این همپیمانی دانست. این را به صراحت می توان در این جمله ی پوتین مشاهده کرد که “ما به شرکای خود از پشت خنجر نمی زنیم”.شاید این روسیه باشد که به این رابطه بیش از ایران نیاز دارد. هر کدام از این دو کشور دارای مشخصه هایی است که می تواند برای طرف مقابل خود سودمند باشد.

هر دو کشور دارای منابع عظیم نفت و گاز بوده که در صورت هماهنگی می توانند نبض بازار انرژی را در دست گیرند. شرکت های روسی خصوصا در بخش انرژی، تحت تحریم های تحمیلی غرب با کاهش تقاضای فنی مواجه شده اند که این می تواند ایران را برای آنها جذاب تر از گذشته کند. روسیه دارای تسلیحاتی است که طرف ایرانی برای در اختیار داشتن آنها ابراز تمایل کرده است. تحت این شرایط قرارداد های نظامی را می توان در جهت همان اعتماد سازی قلمداد کرد.

ایران نیز به عنوان کشوری که با سرعتی بالا در حال رشد خصوصا در عرصه ی علمی و  نظامی است، در میان ملت های آزاده ی منطقه و حتی سایر نقاط جهان توانسته با شعارهای ضد استعاری خود محبوبت بالایی کسب کند. محور مقاومت تحت رهبری ایران توانسته روز به روز نیروهای جدیدی را با خود همراه کند. مشارکت روسیه در کنار ایران در راستای هدفی مشترک در سوریه، شاید در ابتدا تنها مشارکتی مقطعی و به قولی تاکتیکی می نمود، اما حالا رفته رفته در حال تبدیل به مشارکتی راهبردی است.

روسیه دریافته است که راه نفوذ در قلب بسیاری از مخالفینی که سیاست های ضد غربی دارند، همراهی با ایران است و برای حضور در مناطقی حساس در خاورمیانه همانند سوریه و عراق نیاز به نشان دادن عملی این همراهی دارد. تقریبا تمامی تحلیلگران نظامی اتفاق نظر دارند که حملات هوایی تنها در صورتی می تواند مؤثر واقع شود که با اقدامات نیروی زبده ی زمینی همراه باشد. فعالیت های نظامی روسیه در حال حاضر تنها محدود به حملات هوایی است. و این حملات با تلاش نیروهای ایرانی و نیروهای تحت امر آنها در کنار ارتش سوریه توانسته صحنه ی تحولات سوریه را عوض کند.

چیزی که اینجا بیش از پیش برای جهانیان جلب توجه میکند، ائتلافی است که در آن روسیه و ایران توانسته اند در کنار هم بر روی هدفی مشترک تمرکز کرده و موفق شوند. پیروزی کامل این ائتلاف چندان دور نیست و پس از این پیروزی، این دو کشور با تسلطی که از موفقیت خود کسب کرده اند، می توانند خاورمیانه را دستخوش تغیراتی اساسی کنند. این تغییرات بر خلاف تغییراتی که غرب در پی آن بوده و قصد تجزیه ی طائفه ای خاورمیانه را دارد نبوده و بیشترین نمود آنرا می توان در عرصه ی در تنگنا قرارگرفتن  کشورهایی دانست که در حال حاضر با توجه به گرایشات غربی خود بیشترین فشار را به ایران و روسیه وارد میکنند.  خاورمیانه ای که در آن دست آمریکا کوتاه شود شاید بیشترین ضرر را متوجه اسرائیل  و عربستان کند. ایران با توجه به فرصت سوریه توانست برای اولین بار نزدیک ترین و استراتژیک ترین متحد خود در محور مقاومت یعنی حزب الله لبنان را وارد همکاری مستقیم با روسیه کند. اقدامی که اسرائیل هرگز تصور آنرا نیز نمی کرد.

روابط روسیه و اسرائیل با توجه به همکاری شکل گرفته دچار تغییر خواهد شد. روسیه می داند که جدی ترین متحد آمریکا در سراسر جهان اسرائیل است و دوست دشمن، خود نوعی دشمن محسوب می شود. شاید ایران لزومی برای درگیر کردن روسیه با اسرائیل در حال حاضر احساس نکند زیرا بسیاری از اهداف ایران منشأ آرمانی و عقیدتی دارد در حالیکه عموم اهداف روسیه در خصوص امنیت ملی این کشور است. با این حال راهبردهایی هوشمند از جانب ایران می تواند  روسیه را در برابر اسرائیل قرار دهد و چهره ی جدید خاورمیانه را بیش از آنچه تصور می شود تغییر دهد.

نوشته : صحراپیما – دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سیاسی- دانشگاه بین المللی امام خمینی(ره) قزوین

لینک کوتاه مطلب: http://mojahedan.com/?p=5089


این خبر را به اشتراک بگذارید :