تحولات جاری در عرصه بین‌المللی و منطقه‌ای تاکید می‌کند که سوریه و هم پیمانانش به اهداف خود در دو عرصه سیاسی و میدانی دست یافته‌اند و به زودی پیروزی علیه محور ضد سوری را به طور رسمی اعلام خواهند کرد.

به گزارش مجاهدان، نشریه روسی «کامر سنت» نام ۳۸ شخصیت معارض سوری را منتشر کرد که برای گفت‌وگو و مذاکره با دولت سوریه دعوت شده‌اند.

در فهرست منتشر شده، نام معارضانی مشاهده می‌شود که دمشق با حضور آنها در هر معادله‌ای که منجر به دستیابی به راه حل سیاسی برای بحران سوریه شود، موافق نیست چون دارای روابطی مستقیم با رژیم صهیونیستی هستند و از جمله آنها می‌توان به «ولید البنی» اشاره کرد.

ولید البنی و امثال وی که به سرزمین های اشغالی سفر کرده‌اند، براساس قانون اساسی سوریه مرتکب جرمی به نام «خیانت بزرگ» علیه وطن شده‌اند. با این حال دعوت از آنها برای حضور در مذاکرات به معنای تلاش برای تشکیل دولت ائتلافی شایسته سالار است که تمام جریان‌ها و طیف‌ها را دربرگیرد.

در این دولت ریاست و مدیریت موسسات و نهادهای دولتی نه به یک سیاستمدار که به یک کارشناس و متخصص سپرده می‌شود و در این بین وقتی بیانیه وین تاکید می‌کند، موسسات و نهادهای حکومتی سوریه باید حفظ شوند، ابزارها و راهکارهای حفظ آنها توسط نظام سوریه چه خواهد بود.

خواهان چه حکومتی برای سوریه در آینده هستیم

تاملی در درد و رنج مردم عراق درپی اشغال این کشور به دست نظامیان آمریکایی که تماما ریشه در خلق هرج و مرج سیاسی مبتنی بر طایفه گرایی است و یا مشکلاتی که لبنان از تقسیم کشور به شیعه و سنی و دخالت‌های عربستان گرفته تا مشکلات ایجاد شده درپی خلاء ریاستی و تمدید غیر قانونی فعالیت پارلمان و بحران زباله‌ها، این سوال را مطرح می‌کند که آیا می‌خواهیم که سوریه نیز به چنین وضعیتی گرفتار شود؟ پرونده سوریه و بحران این کشور را چگونه باید ارزیابی کرد که به وضعیتی مشابه عراق و لبنان دچار نشود؟

بی‌تردید مشارکت ایران و سوریه در نشست وین یکی از ضمانت‌های حفظ نهادهای حکومتی سوریه است که در نشست‌های پیشین به آن دعوت نشده بودند و طبیعی است که دمشق بر مشارکت این دو هم پیمان خود در چنین نشست‌هایی تاکید کند.

همچنین دمشق نگران بحث و مناقشه درباره تشکیل دولتی فراگیر در چارچوب معین و مشخص شده نیست، دغدغه‌های نظام سوریه ریشه در شخصیت برخی افراد ندارد، آنچه برای دمشق اهمیت دارد، حفظ موجودیت کشور و دولت و نهادها و موسسات آن جهت تضمین حق شهروندی در تمام حوزه‌ها و زمینه‌هاست.

مسکو و تهران در راستای منافع سوریه عمل می‌کنند

تلاش‌های مسکو و تهران با هماهنگی دمشق در عرصه بین المللی دور نگه داشتن این اصول و ارکان از دایره بحث و مناقشه‌هاست، به همین دلیل نام افراد فراخوانده شده برای حضور در مذاکرات حائز اهمیت نیست، آنچه مهم است، نتایج مذاکرات و بنای آینده سوریه است که بر دو اصل پذیرش ملی و حفظ منافع ملی استوار است.

آنچه در آن تردید نیست، اینکه «بشار اسد»، رئیس جمهوری سوریه همواره در سخنانش تاکید کرده است که هر موضوع و مسئله‌ای که به سوریه مرتبط باشد، به همه پرسی گذاشته خواهد شد و از جمله این قضایا، موضوع بازگشت سوریه به اتحادیه عرب است، چون نظر و دیدگاه سوریه در پرونده‌های منطقه‌ای ریشه در نقش محوری سوریه در منطقه و نه عضویتش در نهاد و یا سازمانی منطقه‌ای دارد.

کشورهایی که به جنگ با سوریه برخاستند و این کشور را از سازمان منطقه‌ای مانند اتحادیه عرب اخراج کردند، در پی تضمین تحقق طرح‌های صهیونیستی و آمریکایی در منطقه بودند و طبیعی است که خواهان بازگشت سوریه نباشند، اما حقایق حاکم بر میدان آنها را وادار به پذیرش بسیاری از امورقضایا خواهد کرد.

رویایی که هرگز محقق نخواهد شد

در این بین مضحک است، اگر مشاهده شود، برخی از شیوخ عرب خلیج فارس از تغییر موضع ایران و روسیه در قبال سوریه سخن بگویند، چون نه تهران و نه مسکو در پرونده سوریه از شخص اسد حمایت نمی‌کنند و این موضوعی است که حتی وی نیز خواهان چنین حمایتی نیست.

جانبداری و حمایت ایران و روسیه از سوریه، جانبداری و حمایت از این کشور و حکومت و دستگاه‌ها و نهادهای حکومتی آن دارد و این موضعی لایتغیر است، بنابراین بحث برسر ساختار و ماهیت حکومت انتقالی یا فراگیر است و سرنوشت اسد که در تمام طول بحران تحمیل شده بر سوریه از تمامیت ارضی و استقلال و موجودیت کشورش دفاع کرد، را مردم سوریه رقم خواهند زد.

حماقت سیاسی شیوخ عرب

از سوی دیگر، شیوخ خلیج فارس چگونه انتظار دارند، موضع ایران و همچنین روسیه که از ابتدای بحران سوریه تاکنون در قالب حمایت از مردم، دولت و ارتش و کشور سوریه بوده تغییر کند.

این توقع بیانگر حماقت سیاسی شیوخ خلیج فارس و دل بستن به آرزوها و خواسته‌هایی است که در دنیای واقعیت نمودی ندارند و این مهمترین تفاوت نگرش سیاسی واقع بینانه و نگرش سیاسی است که کشور را با قوانین قبیله‌ای و عشیره‌ای اداره می‌کند.

بنابراین تصمیم عربستان سعودی در صدور حکم اعدام شیخ «نمر النمر» و همچنین تصمیم حکومت بحرین در صدور حکم حبس شیخ «علی سلمان» ریشه در چنین نگرش سیاسی دارد، حال چنین نگرشی چگونه می‌تواند، درباره بحران سوریه تصمیم گیری کند و یکی از طرف‌های شرکت کننده پای میز مذاکره باشد.

آیا طرف‌هایی که واقعا خود را سوری و وفادار به مردم و کشور سوریه توصیف می‌کنند، می‌توانند به مشارکت چنین طرف‌های در مذاکرات تن دهند، طرف‌هایی که خود در داخل کشورشان با مشکلات لاینحل بسیاری مواجه هستند و سیاست خارجی خود را در قبال کشورهای همجوار و منطقه بر پایه قتل و کشتار و حمایت از تروریسم بنا می‌کنند و مهمترین حامی منطقه‌ای صهیونیست‌ها هستند.

پیروزی دمشق و هم پیمانانش

در یک کلام باید گفت که نظام سوریه با کمک هم پیمانان خود بر محور دشمنان دمشق پیروز شد و این پیروزی در واقع غلبه بر ایادی و مزدوران آمریکا و رژیم صهیونیستی در منطقه است و تنها باید در انتظار اعلام رسمی آن بود، چون هرآنچه می‌بایست توسط دمشق و هم پیمانانش در عرصه سیاسی و میدانی به دست آمده است.

لینک کوتاه مطلب: http://mojahedan.com/?p=5285


سایت مجاهدان

این خبر را به اشتراک بگذارید :